انگور، عنب، دختر رز

انگور که نام دیگر آن، عنب هم در شعر حافظ آمده،

دختر رز، کنایه از شراب انگوری است.

از گونه هایی از انگور، برای تولید شراب استفاده می شود.

در شعر ِ حافظ، از انگور یا آب ِ انگور یا دختر ِ رَز، و آب ِ نگور و می ِ انگوری، برای اشاره به شراب اشاره شده است.

 

بس‌آمد انگور ، عنب ، دختر رز در غزل حافظ

واژه‌ی انگور ۲بار در دیوان حافظ به کار رفته است:

 

نه به هفت آب که رنگش به صد آتش نرود

آن چه با خرقه‌ی زاهد می انگوری کرد ۱۴۲

 

مستی عشق نیست در سر تو

رو که تو مست آب انگوری ۴۵۳

 

کلمه‌ی عنب به معنی انگور ۳بار در دیوان حافظ به کار رفته است:

۱- جمال دختر رز نور چشم ماست مگر
که در نقاب زجاجی و پرده‌ی عنبی ست ۶۴

۲- همت عالی طلب جام مرصع گو مباش
رند را آب عنب یاقوت رمانی بود ۲۱۸

۳- مستی به آب یک‌ دو عنب وضع بنده نیست
من سالخورده پیر خرابات پرورم ۳۲۹

 

عبارت (دختر ِ رَز) ۷بار در دیوان حافظ به کار رفته است:

 

۱- برسان بندگی دختر رز گو به در آی

که دم و همت ما کرد ز بند آزادت ۱۸

 

۲- جمال دختر رز نور چشم ماست مگر

که در نقاب زجاجی و پرده‌ی عنبیست ۶۴

 

۳- امام خواجه که بودش سر نماز دراز

به خون دختر رز خرقه را قصارت کرد ۱۳۲

 

۴- دوستان دختر رز توبه ز مستوری کرد

شد سوی محتسب و کار به دستوری کرد ۱۴۲

 

۵- نامه‌ی تعزیت دختر رز بنویسید

تا همه مغبچگان زلف دو تا بگشایند ۲۰۲

 

۶- فریب دختر رز طرفه می‌زند ره عقل

مباد تا به قیامت خراب طارم تاک ۲۹۹

 

۷- عروسی بس خوشی ای دختر رز

ولی گه گه سزاوار طلاقی ۴۶۰

در باره انگور

رَزها، دسته‌ای از گیاهان بالارونده هستند که انگور ( تاک ، مو ) گونه‌ای از این دسته است.

برگرفته از یادداشت‌های مریم فقیهی کیا

۰ Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *