بنفشه

در دیوان حافظ بنفشه همواره طرف تشبیه ِ زلف یا طره‌ی مفتول یار و گاهی رقیب او شمرده شده، مانند نرگس که مشبه به چشم یار و گاهی رقیب او است.

تاب بنفشه می دهد طره ی مشک سای تو

 

مفتول:

هرچیز تافته شده و پیچیده

زلف مفتول: زلف تابدار، موی پیچیده

 

▪️ با توجه به اینکه ساقه‌ی بنفشه، نرم است و گلها به طرف پایین خم می شود آن را سر بر زانو نهاده، سر افکنده، دو تا و در رکوع گفته اند.

بی زلف سرکشش سر سودایی از ملال

همچون بنفشه بر سر زانو نهاده ایم ۳۶۵

 

▪️ و از آنجا که رنگ بنفش و کبود و سیاه را یکی می دانستند، بنفشه را سیاه رنگ گفته اند‌ و نماد سوگواری است.

 

چنین که در دل من داغ زلف سرکش تست

بنفشه زار شود تربتم چو در گذرم ۳۳۰

بنفشه در غزل حافظ

گل بنفشه ۱۳بار در دیوان حافظ استفاده شده است:

 

۱- بنفشه طره‌ی مفتول خود گره می‌زد

صبا حکایت زلف تو در میان انداخت ۱۶

 

۲- بنفشه دوش به گل گفت‌و خوش نشانی داد

که تاب من به جهان طره‌ی فلانی داد ۱۱۳

 

۳- ز بنفشه تاب دارم که ز زلف او زند دم

تو سیاه کم‌بهابین که چه در دماغ دارد ۱۱۷

 

۴- رسیدن گل و نسرین به خیر و خوبی باد

بنفشه شاد و کش آمد سمن صفا آورد ۱۴۵

 

۵- چون ز نسیم می‌شود زلف بنفشه پرشکن

وه که دلم چه یاد از آن عهدشکن نمی‌کند ۱۹۲

 

۶- گذار کن چو صبا بر بنفشه زار و ببین

که از تطاول زلفت چه بی‌قرارانند ۱۹۵

 

۷- کنون که در چمن آمد گل از عدم به وجود

بنفشه در قدم او نهاد سر به سجود ۲۱۹

 

۸- ز روی ساقی مه‌وش گلی بچین امروز

که گرد عارض بستان خط بنفشه دمید ۲۳۹

 

۹- چنین که در دل من داغ زلف سرکش توست

بنفشه زار شود تربتم چو درگذرم ۳۳۰

 

۱۰- بی زلف سرکشش سر سودایی از ملال

همچون بنفشه بر سر زانو نهاده‌ایم ۳۶۵

 

۱۱- گرد لبت بنفشه از آن تازه و تر است

کآب حیات می‌خورد از جویبار حسن ۳۹۴

 

۱۲- بوی بنفشه بشنو و زلف نگار گیر

بنگر به رنگ لاله و عزم شراب کن ۳۹۵

 

۱۳- تاب بنفشه می‌دهد طره مشک سای تو

پرده غنچه می‌درد خنده دلگشای تو ۴۱۱

 

 

 

از ۱۳ مورد فوق:

موارد ۱ ، ۲ ، ۳ ، ۵ ، ۶ ، ۹ ، ۱۰ ، ۱۲ و ۱۳ به طور مستقیم به زلف و طره‌ی یار اشاره شده است. حافظ به زیبایی بین کلمات زلف ، طره ، تاب تناسب ایجاد کرده است.

تاب ایهام دارد:

۱- در تب و تاب و رنج بودن

۲- تابدار و مفتول بودن زلف، در گذشته زلف ( موهایی که در دو طرف سر و در قسمت شقیقه و بالای گوش بوده ) را تاب می داده اند.  زلف تابدار در زنان ایل قشقایی ، همچنان متداول است.

 

مورد ۴ ، صنعت تشخیص است.

مورد ۷ و ۱۰ اشاره دارد به ساقه‌ی خمیده بنفشه که تداعی گر حالت سجود/رکوع است.

موارد ۸ و ۱۱ ، خط یار ( که شامل خط پشت لب و خط عذار است ) را به بنفشه تشبیه کرده است.

موارد ۶ و ۹ ، به سوگواری و رنگ کبود بنفشه اشاره دارد.

در باره بنفشه

بنفشه‌ی ( وحشی ) در ماه اسفند در جنگل می روید و آمدن بهار را مژده می دهد. به اندازه ی گل نرگس و در دو رنگ بنفش و سفید، خوشبو و معطر است. خاصیت دارویی دارد.

 ۵ گلبرگ دارد و یکی از گلبرگ هایش به نام گلبرگ مقدم دارای مهمیز است و شاید همین مهمیز منشاء طره ی مفتول باشد که همراه با کبودی و خوش بوئی غالبا مشبه به زلف یار قرار گرفته است.

برگرفته از یادداشت‌های مریم فقیهی کیا

۰ Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *