غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

گزیدهٔ غزل ۵۷۸

عاشق و دیوانه‌ام سلسله یار کو

سینه زهجران بسوخت شربت دیدار کو

گر چه گلستان خوش است ور چه چمن دلکشست

آن همه دیدم ولی آن گل رخسار کو

نالهٔ هر عاشق از دل افگار خویش

از من مسکین مپرس کان دل افگار کو

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *