غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

گزیدهٔ غزل ۲۳

بس بود این که سوی خود راه دهی نسیم را

چشم ز رخسان مکن عارض همچو سیم را

من نه بخود شدم چنین شهرهٔ کویها ولی

شد رخ نیکوان بلاعقل و دل سلیم را

شیفتهٔ رخ بتان باز کی آید از سخن

مست بگوش کی کند کن مکن حکیم را

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *