غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

گزیدهٔ غزل ۴۷۳

الا ای ساقی فار غدلان می هم بدیشان ره

که من با روزگار خویشتن خونخواریی دارم

برو ای بخت خواب آلود از پهلوی بیداران

که تو شب کوریی زاری و من شب کاریی دارم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *