غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

گزیدهٔ غزل ۲۲۲

گر کنی یاری و گر آزار بر من بگذرد

هر چه می‌خواهی بکن ای یار بر من بگذرد

گفتی از من بگذرم زین‌سو بود بر تو ستم

این ستم ای کاشکی هر بار بر من بگذرد

هر سحر گاهی فرستم جان به استقبال او

تا مگر بویی از آن گلزار بر من بگذرد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *