گزیدهٔ غزل ۲۵۳
شوم فدای جمالی که گر هزاران سال
کنم نظاره هنوز آرزو بجا باشد
بلا و فتنه از آن نخل باد یارب دور
که برگ و فتنهٔ او میوهٔ بلا باشد
ندانم این دل آواره را که فتوی داد
که بت پرستی در عاشقی روا باشد
شوم فدای جمالی که گر هزاران سال
کنم نظاره هنوز آرزو بجا باشد
بلا و فتنه از آن نخل باد یارب دور
که برگ و فتنهٔ او میوهٔ بلا باشد
ندانم این دل آواره را که فتوی داد
که بت پرستی در عاشقی روا باشد
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری