مدایح بی‌صله

توازیِ ردِّ ممتّدِ…

توازیِ ردِّ ممتّدِ دو چرخِ یکی گردونه

در علفزار…

□

جز بازگشت به چه می‌انجامد

راهی که پیموده‌ام؟

به کجا؟

سامانش کدام رُباطِ بی‌سامانی‌ست

با نهالِ خُشکی کَج‌مَج

کنارِ آبدانی تشنه، انباشته به آخال

درازگوشی سوده‌پُشت در ابری از مگس

و کجاوه‌یی درهم‌شکسته؟ ــ:

کجاست باراندازِ این تلاشِ به‌جان‌خریده به نقدِ تمامتِ عمر؟

کدام است دست‌آوردِ این همه راه؟ ــ:

کَرگوشان را

به چاووشی

ترانه‌یی خواندن

و کوران را

به ره‌آورد

عروسکانی رنگین از کولبارِ وصله‌بروصله برآوردن؟

۲۸ آبانِ ۱۳۶۸

© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *