دوش از مسجد سویِ می‌خانه آمد پیر ِ ما
چیست یاران ِ طریقت بعد از این تدبیر ِ ما؟

ما مریدان روی سو یِ قبله چون آریم؟ چون
روی سو یِ خانه‌یِ خَمّار دارد پیر ِ ما

در خرابات ِ طریقت ما به‌هم منزل شویم
ک‌این چنین رفته‌ست در روز ِ ازل تقدیر ِ ما

عقل اگر داند که دل در بند ِ زلف‌اش چون خوش است
عاقلان دیوانه گردند از پِیِ زنجیر ِ ما

رو یِ خوب‌ات آیتی از لطف بر ما کشف کرد
زآن زمان جز لطف و خوبی نیست در تفسیر ِ ما

با دل ِ سنگین‌ات آیا هیچ درگیرد شبی
آه ِ آتش‌ناک و سوز ِ سینه‌یِ شب‌گیر ِ ما؟

تیر ِ آه ِ ما زِ گردون بگذرد حافظ! خموش!
رحم کن بر جان ِ خود! پرهیز کن از تیر ِ ما

فریدون فرح اندوز

شرح سطر به سطر
توضیح در باره شرح سطر به سطر

ستیغ، هیچ ادعایی در کامل و جامع بودن شرح‌ها ندارد.

دوش از مسجد سویِ می‌خانه آمد پیر ِ ما چیست یاران ِ طریقت بعد از این تدبیر ِ ما؟

تدبیر: اندیشه کردن در عاقبت کار، چاره‌اندیشی
دوش: دیشب، گذشته
پیر: پیشوا

پیر ، طریقت ، مسجد تناسب

شاعر (انگاری در محفل ِ یاران ِ طریقت) تعریف می کند که دوش، پیر ِ ما از مسجد به میخانه آمده. و می پرسد که حالا تکلیف (تدبیر) ِ ما چیست؟

موضوع دیگری که در این بیت جالب است: برای حرکت پیر از مسجد به میخانه، فعل ِ «آمد» به کار برده. انگاری که شاعر (و نه لزوماً همه ی یاران ِ طریقت) در میخانه بوده است که دیده است که دوش پیر از مسجد به میخانه آمده.

ما مریدان روی سو یِ قبله چون آریم؟ چون روی سو یِ خانه‌یِ خَمّار دارد پیر ِ ما

خَمّار: باده‌فروش
معنی چون اول: چگونه
معنی چون دوم: زیرا که
مرید: پیرو

مرید ، قبله ، پیر تناسب

در ادامه بیت پیشین. می گوید حالا که پیر ِ ما روی به سوی خانه ی خَمّار دارد، ما چگونه روی به سوی قبله بیاوریم؟

با همان لحن مدرسه و لحن صحبت یاران طریقت، تشکیک می کند و می گوید مگر نه این که ما مرید ِ پیریم. چگونه روی به سوی قبله بیاوریم، هنگامی که پیر ِ ما روی سوی خانه ی خمار دارد؟

در خرابات ِ طریقت ما به‌هم منزل شویم ک‌این چنین رفته‌ست در روز ِ ازل تقدیر ِ ما

خرابات: میکده
ازل: زمان بی‌ابتدا
تقدیر: سرنوشت
به هم منزل شویم: با هم هم‌منزل شویم.
منزل: استراحتگاه موقت بین راهی
طریقت: مسلک و آئین دینداری
خرابات طریقت: میکده‌ای که پیر به آن روی آورده

طریقت ، منزل تناسب

ما (مریدان و پیر) در خرابات طریقت با هم هم‌منزل می‌شویم ، چرا که خدا چنین سرنوشتی را از عهد ازل برای ما تعیین کرده است (که حتی اگر به زهد هم روی بیاوریم باز هم از خرابات سر در می‌آوریم!)

اگر به طریقت هم روی آوریم، در خرابات ِ آن طریقت، منزل خواهیم کرد‌.

عقل اگر داند که دل در بند ِ زلف‌اش چون خوش است عاقلان دیوانه گردند از پِیِ زنجیر ِ ما

عقل ، دل ، زلف تناسب

دیوانه ، زنجیر تناسب

عاقلان: مصلحت اندیشان( مریدان و پیر )

زنجیر ما:

  1. زنجیر زلف یار
  2. روش و آئین سرخوشی ما

عقل اگر می‌دانست که دل در اسارت زنجیر زلف یار چقدر خوش است، همه‌ی عاقلان به دنبال ( زنجیر زلف یار / منش و روش عاشقی ما ) خود را به دیوانگی می‌زدند

رو یِ خوب‌ات آیتی از لطف بر ما کشف کرد زان زمان جز لطف و خوبی نیست در تفسیر ِ ما

آیت:

  1. نشانه
  2. آیه‌ی قرآن

تفسیر: شرح و بیان

آیت ، تفسیر تناسب

روی خوب تو باعث شد که نشانه‌ای از لطافت را کشف کنیم و از آن زمان به بعد در تفسیر ما جز لطف و خوبی وجود ندارد.

با دل ِ سنگین‌ات آیا هیچ درگیرد شبی آه ِ آتش‌ناک و سوز ِ سینه‌یِ شب‌گیر ِ ما؟

دل ِ سنگینت: دل ِ سنگین ِ تو
سنگین: مانند ِ سنگ، از جنس ِ سنگ

آیا امکانش هست که یک شب آه ِ آشتناک و سوز ِ سینه ی شبگیر ِ ما در دل ِ سنگین ِ تو بگیرد (سرایت کند، تاثیر بگذارد)؟

در گرفتن: تاثیر گذاشتن، سرایت کردن

آه ِ آتشناک:

  1. آتشین
  2. بیرون کردن ِ آتش از ماده ی آتش زنه (دهخدا – زمخشری)

برای این که آتش (به طور مثال در زغال و کوره) بگیرد، به آن باد می دهند یا می دمند. یعنی با رساندن ِ اکسیژن به آتش، ماده آتش زنه را بر افروخته تر می کنند. آتشی که در گرفته است یعنی آتشی که شعله ور شده.

آتش در چوب و … در می گیرد. اما در سنگ نه!

می گوید این آه و سوز ِ سینه ی ما که آتشناک و سوزناک است، آیا بالاخره در دل ِ چون سنگ ِ تو در خواهد گرفت؟

شبگیر: به معنی سحرگاهان است. اما به هر عملی که در آن زمان انجام می دهند هم حس می بخشد. مثال: باده ی شبگیر. ناله ی شبگیر…

اینجا هم سوز سینه ی شبگیر. آواز ِ حزینی که شاعر دم ِ صبح می خواند.

می گوید این ناله و سوز و آه ِ آتشناکی که من هنگام شبگیر بر می آورم، هیچ خواهد شد که در دل ِ سنگین ِ تو اثر کند؟

در این حالت، سنگین صفتی از خواب را هم به ذهن متبادر می سازد. خواب ِ سنگین. یعنی این آواز ِ سوزناک ِ من، هیچ شبی، در دل ِ تو اثر خواهد کرد؟ یا خوابت به قدری سنگین است که تاثیری ندارد؟

تیر ِ آه ِ ما زِ گردون بگذرد حافظ خموش رحم کن بر جان ِ خود! پرهیز کن از تیر ِ ما

آه را به تیری تشبیه کرده. که می گوید این تیر، از گردون هم می گذرد. یعنی گردون را هم سوراخ می کند و می گذرد.

آه ِ ما چنین تاثیری دارد.

تهدید به نفرین می کند. می گوید که تیر ِ آه ِ ما از گردون هم می گذرد. بر جان ِ خودت رحم کن و از تیر ِ (آه ِ) ما حذر کن

در سحرگاهان حذر کن چون بنالد این غریب

وزن عروضی و تقطیع

دُو شـِ اَز مَسـ جِد سو یِــِ مِی خَا نِ ئَا مَد پِیـ ر ِ مَا

فاعلاتن / فاعلاتن / فاعلاتن / فاعلن

یا:

تن ت تن تن / تن ت تن تن / تن ت تن تن / تن ت تن

نام ِ قدیمی بحر: رمل مثمن مخبون محذوف

doo s(e) ?az mas jed su yee mey xaa ne ?aa mad pii re maa

cii s(e) yaa raa nee ta rii qat ba? da zin tad bii re maa

اختلاف نسخه‌ها

چند نسخه متفاوت با نسخه مرجع

اساس کار ستیغ، نسخه چاپ قزوینی و غنی است. و تصحیح‌های دیگر اینجا در دسترس است

خانلری

دوش از مسجد سویِ می‌خانه آمد پیر ِ ما
چیست یاران ِ طریقت بعد از این تدبیر ِ ما؟

در خرابات ِ مغان ما نیز هم منزل شویم
ک‌این چنین رفته‌ست در عهد ِ ازل تقدیر ِ ما

ما مریدان روی سو یِ قبله چون آریم چون
روی سو یِ خانه‌یِ خَمّار دارد پیر ِ ما

با دل ِ سنگین‌ات آیا هیچ درگیرد شبی
آه ِ آتش‌بار و سوز ِ ناله‌یِ شب‌گیر ِ ما؟

عقل اگر داند که دل در بند ِ زلف‌اش چون خوش است
عاقلان دیوانه گردند از پِیِ زنجیر ِ ما

باد بر زلف ِ تو آمد شد جهان بر من سیاه
نیست از سودای زُلف‌ات بیش از این توفیر ِ ما

مرغ ِ دل را صید ِ جمعیّت به دام افتاده بود
زلف بُگشادی زِ شَست ِ ما بِشُد نخجیر ِ ما

رو یِ خوب‌ات آیتی از لطف بر ما کشف کرد
زان سبب جز لطف و خوبی نیست در تفسیر ِ ما

تیر ِ آه ِ ما زِ گردون بگذرد حافظ خموش
رحم کن بر جان ِ خود پرهیز کن از تیر ِ ما

اختلاف نسخه ها بر اساس تصحیح خانلری

بیت دوم:
در خرابات ِ طریقت ما بهم منزل شویم. در بیت دوم تصحیح ذوقی یکی از ادیبان افغانستان چنین است: در خرابات ِ مغان با پیر هم منزل شویم، اما این صورت در هیچ نسخه ای نیامده است.

بیت سوم:
سوی قبله

بیت چهارم:
آه آتش سوز ِ ما و ناله ی شبگیر ِ ما | آه ِ آتشناک و سوز ِ سینه ی شبگیر ِ ما

بیت پنجم:
در بند زلفت

بیت ششم:
سودای دامش بیش

بیت هفتم:
بگشادی ز دست ما

بیت هشتم:
زان زمان جز

بیت نهم:
بگذرد یار عزیز | بگذرد جان عزیز

حافظ شیراز

دوش از مسجد سویِ می‌خانه آمد پیر ِ ما –
چیست، یاران ِ طریقت، بعد از این تدبیر ِ ما؟

ما مریدان رو به سو یِ قبله چون آریم؟ چون
رویْ سو یِ خانه‌یِ خَمّار دارد پیر ِ ما.

در خرابات ِ مُغان با پیر هم‌منزل شویم
ک‌این‌چنین رفته‌ست در روز ِ اَزَل تقدیر ِ ما.

#

رو یِ خوب‌ات آیتی از لطف بر ما کشف کرد
زین سبب جز لطف و خوبی نیست در تفسیر ِ ما.

عقل اگر داند که دل در بند ِ زلف‌ات چون خوش است
عاقلان دیوانه گردند از پِی ِ زنجیر ِ ما!

مرغ ِ دل را صید ِ جمعیّت به دست افتاده بود
زلف بُگشادی و باز از دست شد نخجیر ِ ما.

باد بر زلف ِ تو آمد شد جهان بر ما سیاه –
نیست از سودا یِ زُلف‌ات بیش از این توفیر ِ ما.

با دل ِ سنگین‌ات آیا هیچ دَرگیرد شبی
آه ِ آتش‌بار و سوز ِ ناله‌یِ شب‌گیر ِ ما؟

تیر ِ آه ِ ما زِ گردون بگذرد حافظ، خموش!
رحم کن بر جان ِ خود، پرهیز کن از تیر ِ ما!

حافظ به سعی سایه

دوش از مسجد سویِ می‌خانه آمد پیر ِ ما
چیست یاران ِ طریقت بعد از این تدبیر ِ ما

ما مریدان روی سو یِ قبله چون آریم چون
روی سو یِ خانه‌یِ خَمّار دارد پیر ِ ما

در خرابات ِ مغان ما نیز هم منزل کنیم
کاین چنین رفته‌ست در عهد ِ ازل تقدیر ِ ما

عقل اگر داند که دل در بند ِ زلفش چون خوش است
عاقلان دیوانه گردند از پیِ زنجیر ِ ما

رو یِ خوب‌ات آیتی از لطف بر ما کشف کرد
زان سبب جز لطف و خوبی نیست در تفسیر ِ ما

با دل ِ سنگینت آیا هیچ درگیرد شبی
آه ِ آتشناک و سوز ِ ناله‌یِ شبگیر ِ ما

باد بر زلف ِ تو آمد شد جهان بر من سیاه
نیست از سودای زُلفت بیش از این توفیر ِ ما

مرغ ِ دل را صید ِ جمعیّت به دام افتاده بود
زلف بگشادیّ و باز از دست شد نخجیر ِ ما

تیر ِ آه ِ ما زِ گردون بگذرد حافظ خموش
رحم کن بر جان ِ خود پرهیز کن از تیر ِ ما

اختلاف نسخ

نسخه‌ی شاملو:

۲بیت بیشتر دارد:

– مرغ ِ دل را صید ِ جمعیت به دست افتاده بود

زلف بگشادی و باز از دست شد نخجیر ما

 

– باد بر زلف تو آمد شد جهان بر ما سیاه

نیست از سودای زلفت بیش از این توفیر ما

 

بیت ۲: ما مریدان رو به سوی کعبه چون آریم؟…

بیت ۳: در خرابات مغان با پیر هم‌منزل شویم

بیت ۵: زان زمان جز ..

بیت ۴: دل در بند زلفت

بیت ۶: آه ِ آتشبار و سوز ناله‌ی شبگیر ما

 

حافظ به سعی سایه:

۲بیت بیشتر دارد:

– مرغ ِ دل را صید ِ جمعیت به دست افتاده بود

زلف بگشادی و باز از دست شد نخجیر ما

 

– باد بر زلف تو آمد شد جهان بر ما سیاه

نیست از سودای زلفت بیش از این توفیر ما

 

بیت ۲: روی سوی کعبه

بیت ۳: در خرابات مغان ما نیز هم منزل کنیم

 

نسخه‌ی انجوی:

یک بیت بیشتر دارد:

– مرغ ِ دل را صید ِ جمعیت به دست افتاده بود

زلف بگشادی و باز از دست شد نخجیر ما

 

بیت ۲: روی سوی کعبه

بیت ۶: آه آتشبار

 

نسخه‌ی انجوی به کوشش مهدی پرهام

۲بیت بیشتر دارد:

 

– مرغ ِ دل را صید ِ جمعیت به دست افتاده بود

زلف بگشادی و باز از دست شد نخجیر ما

 

– باد بر زلف تو آمد شد جهان بر ما سیاه

نیست از سودای زلفت بیش از این توفیر ما

بیت ۲: روی سوی کعبه

بیت ۳: در خرابات مغان ما نیز هم منزل شویم

 

 

▪️ مصرع (همچنین رفته‌ست در عهد ازل تقدیر ما) تضمینی از غزل خواجوی کرمانی است

شرح دو بیت که در نسخه قزوینی غنی نیست

مرغ ِ دل را صید ِ جمعیت به دست افتاده بود
زلف بگشادی و باز از دست شد نخجیر ما

مرغ ِ دل: اضافه تشبیهی
صید ِ جمعیت: اضافه تشبیهی

مرغ: پرنده. اینجا پرنده ئی که پرنده های کوچک تر را شکار می کند.
جمعیت: خاطرجمعی، آرامش

دل، مثل ِ پرنده ی شکاری ئی که صیدی به دستش می افتد، آرامش خاطر و جمعیت را صید کرده بود. تا این که تو زلفت را بگشادی و باز هم این شکار ِ ما (آرامش – جمعیت) از دست ِ ما رفت.

باز، مرغ، صید، نخچیر، دام تناسب

زلف و دام تشبیه است

باز کردن زلف اینجا باز کردن دام که باعث می شود صید از داخل دام بپرد را به ذهن می آورد

و این که: دل ِ من، درون ِ زلف ِ مجموع ِ تو مانده ، به آرامش رسیده بود (جمعیت را صید کرده بود). زلف را بگشادی و دل ِ من این صیدش را از دست داد. من دلم را از دست دادم.

 

باد بر زلف تو آمد شد جهان بر ما سیاه
نیست از سودای زلفت بیش از این توفیر ما

باد بر زلف ِ یار وزیده و زلف یار آشفته شده و چشم ما بجز سیاهی زلف ِ تو چیزی نمی بیند و جهان بر ما سیاه شده (کنایه از بیچاره شدن هم هست)

سودا و توفیر تناسب: در سودا (تجارت) توفیر (سود ِ معامله، مابه التفاوت ِ قیمت ِ خرید و فروش ِ کالا که سود ِ سوداگر (بازرگان) است.)

از سودای زلفت (خیال ِ زلفت)، بیش از این چیزی حاصل ما نشده. که تو زلف بر باد بدهی و روزگار ما را سیاه کنی

خرید آثار مرتبط

خرید آنلاین آثار دانلودی، خرید کالا، دانلود محصولات رایگان

دیوان حافظ

قزوینی و قاسم غنی

نسخه PDF تصویربرداری شده از چاپ هندوستان

دیوان غزلیات حافظ

پرویز ناتل خانلری

نسخه PDF تصویربرداری شده از کتاب قدیمی

دیوان خواجه حافظ

سید عبدالرحیم خلخالی

تصویربرداری شده از کتاب چاپ سال ۱۳۰۶

طریق عشق

بدیع الزمان فروزان فر

شرح غزلیاتی چند از حافظ

شنیدن غزل‌های حافظ با صدای جاودانه‌ی فریدون فرح اندوز، لذتی دوچندان به شعر می‌بخشد. خاصه آن‌که هم صدا را بشنوی و هم تصویر ببینی. مجموعه‌ی غزل‌های حافظ، در دو شکل صوتی و تصویری با اجرای فریدون فرح‌اندوز را اینجا تهیه کنید و لذتش را ببرید.

حافظ – فریدون فرح اندوز

سهیل قاسمی، مجموعه‌ئی از اجرای تمام غزل‌های حافظ بر اساس نسخه‌ی قزوینی و غنی ارائه کرده است. روی‌کرد سهیل قاسمی، ارائه‌ی نسخه‌ی صوتی با اولویت نهادن بر اصل درست‌خوانی اشعار، رعایت صحیح لحن و ادای صحیح واژگان با پای‌بندی به وزن شعر است. اینجا مجموعه‌ی «حافظ شاعر» سهیل قاسمی را تهیه کنید.

حافظ – سهیل قاسمی

نرم افزار حافظ شاعر، تلاشی است برای در دسترس نهادن نسخه درست دیوان حافظ. آنچه که ما را در مجموعه ستیغ بر آن داشت که در کنار اپ های فراوان حافظ موجود در مارکت های موبایلی، کار دیگری ارائه دهیم، جدا از علاقه شخصی، تلاش در ارائه مرجع قابل اعتمادی از متن دیوان، با لحاظ رویکرد علمی معرفی نسخه ها و تصحیح های مختلف، نسخه بدل ها، و شرح های بدیع و کاملی برای علاقه‌مندان به فال حافظ بود.

حافظ شاعر

شرح فال

اگر دوستانی که در گذشته طور دیگری فکر می کردند، به یکباره تغییر مسیر داده اند تعجب نکن! انسان موفق کسی است که بتواند اندیشه ها و باورهای نادرستش را اصلاح کند.

اگر اندیشه ای داری که به درستی آن ایمان داری، آن را حفظ کن و بکوش تا آن را برای افراد آگاه بازگو کنی. چه بسا آن ها هم حرف تو را پذیرفتند. اگر زیبایی های زندگی را درک کنی، دیگر چیزی جز زیبایی نخواهی دید و زشتی ها به چشمت نخواهند آمد. اگر ناملایمتی می بینی، از آن بگذر و به خدا واگذار کن. خودت را آزاد و آرام نگاه دار.

نشست های مرتبط

دوش از مسجد …

نشستی در این باره منتشر نشده

۰ Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.