ای فروغ ِ ماه ِ حُسن از رو یِ رَخشان ِ شما
آب روی خوبی از چاه ِ زنَخ‌دان ِ شما

عَزم ِ دیدار ِ تو دارد جان ِ بر لب آمده
بازگردد یا برآید؟ چی‌ست فرمان ِ شما؟

کَس به دوْر ِ نرگس‌ات طَرْفی نَبَست از عافیَت
بِهْ که نفروشند مَستوری به مَستان ِ شما

بخت ِ خواب‌آلود ِ ما بیدار خواهد شد مَگَر
زان که زَد بر دیده آبی رویِ رَخشان ِ شما

با صبا همراه بفرست از رُخ‌ات گُل‌دَسته‌ای
بو که بویی بشنویم از خاک ِ بستان ِ شما

عمرتان باد و مراد ای ساقیان ِ بزم ِ جَم
گر چه جام ِ ما نشد پُر مِی به دوران ِ شما

دل خرابی می‌کند دل‌دار را آگَه کنید
زینهار ای دوستان جان ِ من و جان ِ شما

کِی دهد دست این غَرَض یا رب که هم‌دستان شوند
خاطر ِ مجموع ِ ما، زلف ِ پریشان ِ شما

دور دار از خاک و خون دامن چو بر ما بگذری
ک‌اندر این رَه کُشته بسیارند قُربان ِ شما

می‌کند حافظ دعایی بِشنو آمینی بگو
روزی‌یِ ما باد لعل ِ شکّرافشان ِ شما

ای صبا با ساکنان ِ شهر ِ یزد از ما بگو
ک‌ای سَر ِ حق ناشناسان گویِ چوگان ِ شما

گر چه دوریم از بساط ِ قُرب، همّت دور نیست
بنده‌یِ شاه ِ شماییم و ثناخوان ِ شما

ای شهنشاه ِ بلنداختر خدا را همّتی
تا ببوسم هم‌چو اختر خاک ِ ایوان ِ شما

فریدون فرح اندوز

شرح سطر به سطر
توضیح در باره شرح سطر به سطر

ستیغ، هیچ ادعایی در کامل و جامع بودن شرح‌ها ندارد.

ای فروغ ِ ماه ِ حُسن از رو یِ رَخشان ِ شما آب روی خوبی از چاه ِ زنَخ‌دان ِ شما

فروغ: روشنایی، تابناکی
زیبایی به ماه تشبیه شده که تابناکی این ماه به خاطر روشنایی چهره‌ی درخشان معشوق است.

در نجوم، می‌دانیم که ماه از خود نوری ندارد و نور خورشید را منعکس می‌کند.

آبرو: اعتبار
زنخدان: چانه
چاه زنخدان: فرورفتگی چانه که به چاه تشبیه شده

روی ، زنخدان تناسب
آب ، چاه تناسب
فروغ ، ماه ، رخشان تناسب

ترتیب اجزاء جمله:

ای (کسی که) فروغ ِ ماه ِ حسن، از روی رخشان ِ شما (است) (و)
آب روی خوبی، از چاه ِ زنخدان ِ شما (است)
تجلی زیبایی ، وامدار روی درخشان شما (معشوق) است و خوبی اگر اعتباری دارد به خاطر چاه زنخدان شما است.
خوبی، آبرو و اعتبارش را از چاه زنخدان شما دارد.

عَزم ِ دیدار ِ تو دارد جان ِ بر لب آمده بازگردد یا برآید؟ چی‌ست فرمان ِ شما؟

عزم: قصد، آهنگ
جان به لب آمدن: کنایه از درمانده شدن و رو به مرگ بودن
جان بر آمدن: کنایه از مرگ

جان، به قصد دیدار تو بر لب آمده است، حال این جان بازگردد (به تن و زنده بماند) یا (از لب) برآید؟ (و بمیرد) فرمان شما چیست؟

کَس به دوْر ِ نرگس‌ات طَرْفی نَبَست از عافیَت بِهْ که نفروشند مَستوری به مَستان ِ شما

نرگس: استعاره از چشم یار به سبب خماری
طرف: چشم، گوشه‌ی چشم

طرف بستن:

  1. سود بردن
  2. چشم بستن

عافیت:

  1. سلامت
  2. (قدیمی، مجاز) زهد، پرهیزگاری

مستان: استعاره از چشمان مست
مستوری: پوشیدگی، عفت و پاکدامنی

با توجه به کلمات زهد و چشم که در این بیت استفاده شده، مستوری معنی چشم‌پاکی می‌دهد. بنابراین این کلمات همگی در معنی چشم به کار رفته‌اند: نرگس، طرف، مستوری، مستان

دور:

  1. گردش، حرکت دَوَرانی چیزی
  2. دوران، عصر

طرف بستن ، نفروشند تناسب

  • ترتیب اجزاء جمله:
    کس به دور نرگست از عافیت طرفی نبست، به (است) که (آنان) به مستان شما مستوری نفروشند.
  • هیچ‌کسی با (گردش/در زمان مستی) چشمان چون نرگس شما به سلامت نتوانست چشم برهم گذارد، بهتر است که در مقابل چشمان مست شما، کسی ادعای مستوری و پاکدامنی نکند.
  • هیچ کسی با (گردش/در زمان مستی) چشمان چون نرگس شما از پرهیزگاری بهره‌ای نبرد، بهتر آنست که در مقابل چشمان مست شما ادعای پاکدامنی نکنند.
بخت ِ خواب‌آلود ِ ما بیدار خواهد شد مَگَر زان که زَد بر دیده آبی رویِ رَخشان ِ شما

رخشان: درخشان
مگر: حتما، قطعا
دیده: چشم

خواب‌آلود ، بیدار تضاد
دیده ، روی تناسب

ترتیب اجزاء جمله:

 مگر بخت خواب‌آلود ما بیدار خواهد شد‌، زان که روی رخشان شما بر دیده آبی زد‌‌.

پیرو بیت ۱، که چهره‌ی معشوق را باطراوت می‌بیند:

از آنجایی که روی درخشان و باطراوت شما بر چشمان ما آبی زد (تا خواب از سرمان برود) قطعا بخت خواب‌آلود ما هم از خواب بیدار خواهد شد.

با صبا همراه بفرست از رُخ‌ات گُل‌دَسته‌ای بو که بویی بشنویم از خاک ِ بستان ِ شما

بو که: به امید اینکه
بو: شمیم، رایحه
بستان: بوستان
خاک بوستان: خاکی که گلدسته‌ی رخ در آن پرورش یافته، وجود معشوق

گلدسته ، بستان تناسب

ترتیب اجزاء جمله:

گلدسته‌ای از رُخت با صبا همراه بفرست بو که از خاک بستان شما بویی بشنویم.

از چهره‌ی همچون گل خودت، دسته‌ای گل به همراه صبا، برای ما بفرست به این امید که شمیمی از خاک بوستان شما بشنویم (صبا بویی خوش از وجود چون گل تو بیاورد)

عمرتان باد و مراد ای ساقیان ِ بزم ِ جَم گر چه جام ِ ما نشد پُر مِی به دوران ِ شما

بزم: مجلس

دوران:

  1. عهد، زمان
  2. دور ِ باده

مراد: آرزو

بزم جم:

  1. مجلس جمشید
  2. بزمی که برپا شده به بزم جمشید تشبیه شده

ساقی ، بزم ، جام می ، دوران تناسب

ای ساقیان مجلس جمشید شاه (یا هر مجلسی که چون مجلس جمشید پرشکوه و طربناک است) ، عمرتان افزون و آرزوتان برآورده باد!

  • گرچه جام ما در زمان شما پر از می نشد! (حیف که ما هم دوره با شما نیستیم)
  • گرچه جام ما در بزم دور ِ شما پر می نشد!
دل خرابی می‌کند دل‌دار را آگَه کنید زینهار ای دوستان جان ِ من و جان ِ شما

دلدار: معشوق
خرابی کردن: بی‌قراری کردن، بی‌صبری
زینهار: شبه جمله، برحذر باش، آگاه باش

دل من برای دلدار بی‌قراری می‌کند به او خبر دهید!
ای دوستان! برحذر باشید (ازین اتفاق ناگوار) جان من را چون جان خود بدانید (در حفظش کوشا باشید)

کِی دهد دست این غَرَض یا رب که هم‌دستان شوند خاطر ِ مجموع ِ ما، زلف ِ پریشان ِ شما

هم‌دستان: هم داستان، قرین، هم آهنگ
غرض: مقصود، هدف
خاطر مجموع: خیال راحت
خاطر: اندیشه، فکر
دست دادن: میسر شدن

خاطر مجموع ، زلف پریشان پارادوکس

ترتیب اجزاء جمله:

یارب! کی این غرض دست دهد که خاطر مجموع ما (و) زلف پریشان شما هم‌دستان شوند.

یارب! کی این هدف میسر می‌شود که خاطر مجموع ما و زلف پریشان شما در کنار هم قرین شوند.

دور دار از خاک و خون دامن چو بر ما بگذری ک‌اندر این رَه کُشته بسیارند قُربان ِ شما

خاک ، خون ، کشته ، قربان تناسب

وقتی که بر ما می‌گذری دامنت را (بالا بگیر و) از خاک و خونی که بر زمین ریخته دور کن زیرا که در این راه افراد زیادی قربان شما شده‌اند و در گذار شما کشته شده‌اند.

می‌کند حافظ دعایی بِشنو آمینی بگو روزی‌یِ ما باد لعل ِ شکّرافشان ِ شما

آمین: برآور، اجابت کن
روزی: قسمت

لعل شکرافشان: استعاره از لب سرخ یار که سخنانی چون شکر می‌گوید

حافظ دعایی می‌گوید بشنو و دعا کن برآورده شود: لب سرخ و شکرافشان شما نصیب و قسمت ما شود!

ای صبا با ساکنان ِ شهر ِ یزد از ما بگو ک‌ای سَر ِ حق ناشناسان گویِ چوگان ِ شما

حق ناشناس: ناسپاس
سر ِ آدم ناسپاس، مانند گویی در بازی چوگان شود

ای باد صبا! پیام ما را به ساکنان شهر یزد بگو:
الهی که سر ِ هرکسی که ناسپاس باشد، گوی چوگان شما شود! (نفرین)

گر چه دوریم از بساط ِ قُرب، همّت دور نیست بنده‌یِ شاه ِ شماییم و ثناخوان ِ شما

بساط: آنچه بگسترانند از جمله فرش یا بزم …
همت: ارادت
قرب: نزدیکی، جوار
ثتاخوان: دعاگوی
بنده: خدمتکار

دور ، قرب تضاد
بنده ، شاه تضاد

در ادامه‌ی خطاب به مردم یزد:
گرچه از همجواری با شما دوریم اما ارادت ما به شما نزدیک است، خدمتگزار شاه شما و دعاگوی شما هستیم.

ای شهنشاه ِ بلنداختر خدا را همّتی تا ببوسم هم‌چو اختر خاک ِ ایوان ِ شما

اختر: ستاره‌ی بخت و اقبال، طالع
بلند اختر: دارای اقبال بلند و رفیع
خدارا: به خاطر خدا
همت: جوانمردی، بلندنظری
ایوان: کاخ، قصر

ای پادشاهی که طالع و اقبالی رفیع داری، به خاطر خدا از روی بزرگمنشی توجهی به ما کن تا ما هم مانند ستاره بر خاک آستان شما بوسه زنم.

جایگاه و اقبال پادشاه چنان رفیع است که گویی کاخ او در آسمان‌ها بنا شده و ستارگان هردم بر خاک آستان او بوسه می‌زنند.

وزن عروضی و تقطیع

اِی فـُ رُو غـِــِ مَا هـِ حُسـ نَز رُو یـِ رَخـ شَا نـِــِ شـُ مَا

فاعلاتن / فاعلاتن / فاعلاتن / فاعلن

یا:

تن ت تن تن / تن ت تن تن/ تن ت تن تن / تن ت تن

نام ِ قدیمی بحر: رمل مثمن محذوف

aei fo roo qee maa he hos naz roo ye rax saa nee so maa

eaa be roo yee xoo bi yaz caa hee za nax daa nee so maa

اختلاف نسخه‌ها

چند نسخه متفاوت با نسخه مرجع

اساس کار ستیغ، نسخه چاپ قزوینی و غنی است. و تصحیح‌های دیگر اینجا در دسترس است

خانلری

ای فروغ ِ ماه ِ حُسن از رو یِ رَخشان ِ شما
آب روی خوبی از چاه ِ زنَخ‌دان ِ شما

کِی دهد دست این غَرَض یا رب که هم‌دستان شوند
خاطر ِ مجموع ِ ما، زلف ِ پریشان ِ شما

عَزم ِ دیدار ِ تو دارد جان ِ بر لب آمده
بازگردد یا برآید چی‌ست فرمان ِ شما

دور دار از خاک و خون دامن چو بر ما بگذری
ک‌اندر این رَه کُشته بسیارند قُربان ِ شما

دل خرابی می‌کند دل‌دار را آگَه کنید
زینهار ای دوستان جان ِ من و جان ِ شما

کَس به دوْر ِ نرگس‌ات طَرْفی نَبَست از عافیَت
بِهْ که نفروشند مَستوری به مَستان ِ شما

بخت ِ خواب‌آلود ِ ما بیدار خواهد شد مَگَر
زان که زَد بر دیده آب ِ رویِ رَخشان ِ شما

با صبا همراه بفرست از رُخ‌ات گُل‌دَسته‌ای
بو که بوئی بشنوم از خاک ِ بستان ِ شما

عمرتان باد و مراد ای ساقیان ِ بزم ِ جَم
گر چه جام ِ ما نشد پُر مِی به دوران ِ شما

می‌کند حافظ دعایی بِشنو آمینی بگو
روزی‌یِ ما باد لعل ِ شکّرافشان ِ شما

ای صبا با ساکنان ِ شهر ِ یزد از ما بگو
ک‌ای سَر ِ حق ناشناسان گویِ چوگان ِ شما

گر چه دوریم از بساط ِ قُرب همّت دور نیست
بنده‌یِ شاه ِ شمائیم و ثناخوان ِ شما

ای شهنشاه ِ بلنداختر خدا را همّتی
تا ببوسم هم‌چو گَردون خاک ِ ایوان ِ شما

اختلاف نسخه ها بر اساس تصحیح خانلری

بیت یکم:
فروغ حسن ماه

بیت دوم:
ان غرض
مجموع با

بیت سوم:
یا در آید

بیت چهارم:
کشته بسیارست

بیت ششم:
که بفروشند

بیت هفتم:
بر دیده آبی

بیت هشتم:
بفرست از رهت
بشنویم

بیت نهم:
ساقیان جام جم | ساقیان جام می | ساقیان جام بخش
شد خود پر بدوران

بیت دهم:
دعائی آخر آمینی | دعایی صادق آمینی | آمینی بگوی

بیت سیزدهم:
تا ببوسم همچو اختر

حافظ شیراز

ای فروغ ِ ماه ِ حُسن از رو یِ رَخشان ِ شما
آب ِ رو یِ خوبی از چاه ِ زنَخ‌دان ِ شما!

عَزم ِ دیدار ِ تو دارد جان ِ بر لب آمده
بازگردد یا برآید؟ چیست فرمان ِ شما؟

#

ای صبا! با ساکنان ِ شهر ِ یار از ما بگوی
ک‌«ای سَر ِ حق ناشناسان گویِ میدان ِ شما!

گر چه دوریم از بساط ِ قُرب، همّت دور نیست
بنده‌یِ شاه ِ شُمائیم و ثناخوان ِ شما.

عمر تان باد و مراد، ای ساقیان ِ بزم ِ جَم!
گر چه جام ِ ما نشد پُر مِی به دوران ِ شما.»

#

ای شهنشاه ِ بلنداختر! خدا را، همّتی
تا ببوسم هم‌چو گَردون خاک ِ ایوان ِ شما.

کَس به دوْر ِ نرگس‌ات طَرْفی نَبَست از عافیَت،
بِهْ که نفروشند مَستوری به مَستان ِ شما.

 

بخت ِ خواب‌آلود ِ ما بیدار خواهد شد مَگَر،
زان که زَد بر دیده آب از رو یِ رَخشان ِ شما.

کِی دهد دست این غَرَض، یا رب، که هم‌دستان شوند
خاطر ِ مجموع ِ ما، زلف ِ پریشان ِ شما؟

با صبا همراه بفرست از رُخ‌ات گُل‌دَسته‌ئی
بو که بوئی بشنویم از خاک ِ بستان ِ شما.

می‌کند حافظ دعائی، بِشنو آمینی بگو:
– روزی‌یِ ما باد لعل ِ شکَّرافشان ِ شما!

حافظ به سعی سایه

ای فروغ ِ ماه ِ حسن از رو یِ رخشان ِ شما
آب‌رویِ خوبی از چاه ِ زنخدان ِ شما

کی دهد دست این غرض یا رب که همدستان شوند
خاطر ِ مجموع ِ ما زلف ِ پریشان ِ شما

عزم ِ دیدار ِ تو دارد جان ِ بر لب آمده
بازگردد یا برآید چیست فرمان ِ شما

دور دار از خاک و خون دامن چو بر ما بگذری
کاندرین ره کشته بسیارند قربان ِ شما

دل خرابی می‌کند دلدار را آگه کنید
زینهار ای دوستان جان ِ من و جان ِ شما

کس به دور ِ نرگست طرفی نبست از عافیَت
به که نفروشند مَستوری به مستان ِ شما

بخت ِ خواب‌آلود ِ ما بیدار خواهد شد مگر
زانکه زد بر دیده آب ِ رویِ رَخشان ِ شما

با صبا همراه بفرست از رُخت گلدسته‌ای
بو که بویی بشنویم از خاک ِ بستان ِ شما

عمرتان باد و مراد ای ساقیان ِ بزم ِ جم
گر چه جام ِ ما نشد پُر مِی به دوران ِ شما

می‌کند حافظ دعایی بشنو آمینی بگو
روزی ِ ما باد لعل ِ شکّرافشان ِ شما

ای صبا با ساکنان ِ شهر ِ یزد از ما بگو
کای سر ِ حق ناشناسان گوی ِ چوگان ِ شما

گر چه دوریم از بساط ِ قرب همّت دور نیست
بنده‌یِ شاه ِ شماییم و ثناخوان ِ شما

ای شهنشاه ِ بلنداختر خدا را همّتی
تا ببوسم همچو گردون خاک ِ ایوان ِ شما

اختلاف نسخه ها

نسخه‌ی شاملو:

بیت ۷ و ۹ را ندارد.

بیت ۱۱:

ای صبا با ساکنان شهر یار از ما بگوی
کای سر حق ناشناسان گوی میدان شما

بیت ۱۳: تا ببوسم همچو گردون

بیت ۴: زانکه زد بر دیده آب از روی رخشان شما

حافظ به سعی سایه:

بیت ۴: زانکه زد بر دیده آب روی رخشان شما

بیت ۱۳: تا ببوسم همچو گردون

 

نسخه‌ی انجوی:

۳بیت آخر را ندارد.

مهدی پرهام:

مطابقت دارد.

خرید آثار مرتبط

خرید آنلاین آثار دانلودی، خرید کالا، دانلود محصولات رایگان

دیوان حافظ

قزوینی و قاسم غنی

نسخه PDF تصویربرداری شده از چاپ هندوستان

دیوان غزلیات حافظ

پرویز ناتل خانلری

نسخه PDF تصویربرداری شده از کتاب قدیمی

دیوان خواجه حافظ

سید عبدالرحیم خلخالی

تصویربرداری شده از کتاب چاپ سال ۱۳۰۶

طریق عشق

بدیع الزمان فروزان فر

شرح غزلیاتی چند از حافظ

شنیدن غزل‌های حافظ با صدای جاودانه‌ی فریدون فرح اندوز، لذتی دوچندان به شعر می‌بخشد. خاصه آن‌که هم صدا را بشنوی و هم تصویر ببینی. مجموعه‌ی غزل‌های حافظ، در دو شکل صوتی و تصویری با اجرای فریدون فرح‌اندوز را اینجا تهیه کنید و لذتش را ببرید.

حافظ – فریدون فرح اندوز

سهیل قاسمی، مجموعه‌ئی از اجرای تمام غزل‌های حافظ بر اساس نسخه‌ی قزوینی و غنی ارائه کرده است. روی‌کرد سهیل قاسمی، ارائه‌ی نسخه‌ی صوتی با اولویت نهادن بر اصل درست‌خوانی اشعار، رعایت صحیح لحن و ادای صحیح واژگان با پای‌بندی به وزن شعر است. اینجا مجموعه‌ی «حافظ شاعر» سهیل قاسمی را تهیه کنید.

حافظ – سهیل قاسمی

نرم افزار حافظ شاعر، تلاشی است برای در دسترس نهادن نسخه درست دیوان حافظ. آنچه که ما را در مجموعه ستیغ بر آن داشت که در کنار اپ های فراوان حافظ موجود در مارکت های موبایلی، کار دیگری ارائه دهیم، جدا از علاقه شخصی، تلاش در ارائه مرجع قابل اعتمادی از متن دیوان، با لحاظ رویکرد علمی معرفی نسخه ها و تصحیح های مختلف، نسخه بدل ها، و شرح های بدیع و کاملی برای علاقه‌مندان به فال حافظ بود.

حافظ شاعر

شرح فال

از طرفی جانت به لب رسیده است که خواسته ات برسی، از طرفی دودل هستی که آیا این راهی که در پیش گرفته ای درست است یا نه و مردد هستی که ادامه دهی یا بازگردی. آگاه باش که با عافیت طلبی و کناره گیری کسی به مقصود نمی رسید.

اگر احساس می کنی که بخت با تو یار نبوده است، امیدوار باش که پس از این یار خواهد شد. بکوش تا انگیزه ات را قوی تر کنی و به هدف و دلخواه خودت فکر کن. همین فکر و انگیزه تو را کمک خواهد کرد. امیدوار باش که به زودی اثر و نشانه ای از بهتر شدن وضعیت دریافت خواهی کرد. اگر پریشان خاطر هستی و فکر می کنی که امیدت را از دست داده ای، با دوستان خوبت در میان بگذار و از آنها یاری بطلب. فال خیر آمده و حافظ هم دعایی کرده. آمینی بگو. اگرچه از هدفت دور هستی اما همت و تلاش را نزدیک خود بگیر و در راهت پایدار باش.

نشست های مرتبط

ای فروغ ِ ماه ِ حُسن از …

نشست زنده اینستاگرامی بررسی غزل ۱۲ حافظ

سهیل قاسمی و نیما مصطفوی

اجرای غزل در نشست اول: حامد رئیسی

۰ Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *