رباعی ۲۲ حافظ

در سنبلش آویختم از روی نیاز

گفتم من ِ سودازده را کار بساز

 

گفتا که لبم بگیر و زلفم بگذار

در عیش ِ خوش‌ آویز نَه در عمر ِ دراز

رباعی با صدای مریم فقیهی کیا

شرح سطر به سطر

ستیغ ادعایی در جامع و مانع بودن شرح سطر به سطر ندارد و شرح ها ممکن است به مرور تغییر کنند یا تکمیل شوند.

شرح رباعی

سودازده: عاشق، دیوانه

کار ساختن: کنایه از چاره نمودن

 

سنبل استعاره از زلف یار

بوسیدن لب به عیش خوش تشبیه شده

زلف به عمر دراز تشبیه شده

لف و نشر مرتب دارد.

 

از روی نیاز به زلف چون سنبل او متوسل شدم که این عاشق شیدای خود را بپذیر و دردش را چاره‌ کن.

گفت که لبم را ببوس و به خوشی بپرداز، زلف را رها کن و به زندگی طولانی داشتن توجهی نکن.

وزن:

مفعولُ مفاعلن مفاعیلن فع

یا

مفعولُ مفاعلن مفاعیلُ فَعَل

یا

مستفعل فاعلات مفعولاتن

یا

مستفعل فاعلات مستفعل فع

dar son bo la saa vii x(e) ta maz roo ye ni yaa z