ای نسیم ِ سحر! آرام‌گه ِ یار کجاست
منزل ِ آن مَه ِ عاشق‌کُش ِ عیار کجا ست

شب ِ تار است و ره ِ وادی ِ اَیمَن در پیش
آتش ِ طور کُجا موعد ِ دیدار کجا ست

هر که آمد به جهان، نقش ِ خرابی دارد
در خرابات بگویید که هُش‌یار کجا ست

آن‌کس است اهل ِ بشارت، که اشارت داند
نکته‌ها هست بسی! محرم ِ اسرار کجا ست

هر سر ِ مو یِ مرا با تو هزاران کار است
ما کجاییم و ملامت‌گر ِ بی‌کار کجا ست

بازپُرسید زِ گیسو یِ شِکَن در شِکَن‌اش
ک‌این دل ِ غم‌زده، سرگشته، گرفتار، کجا ست

عقل دیوانه شد آن سلسله‌یِ مشکین کو
دل ز ما گوشه گرفت اَبرویِ دل‌دار کجا ست

ساقی و مطرب و می جمله مهیّا ست ولی
عیش بی یار مهیّا نشود یار کجا ست

حافظ از باد ِ خزان در چمن ِ دهر مرنج
فکر ِ معقول بفرما! گل ِ بی خار کجا ست

فریدون فرح اندوز

شرح سطر به سطر
توضیح در باره شرح سطر به سطر

ستیغ، هیچ ادعایی در کامل و جامع بودن شرح‌ها ندارد.

ای نسیم ِ سحر! آرام‌گه ِ یار کجاست منزل ِ آن مَه ِ عاشق‌کُش ِ عیار کجا ست

آرامگه: محل آسایش

عیار: جوانمرد، زیرک

منزل: خانه، سرای، جای فرود آمدن

 

ای نسیم سحری! محل آسایش یار کجاست؟

استراحتگاه آن یار ماه سیما که در عاشق کُشی و دلبری مهارت/جوانمردی دارد کجاست؟

شب ِ تار است و ره ِ وادی ِ اَیمَن در پیش آتش ِ طور کُجا موعد ِ دیدار کجا ست

وادی: سرزمین، صحرا

اَیمَن: سمت راست

وادی ایمن: نام سرزمینی است که در آن به حضرت موسی وحی شد.

طور: نام کوهی در بیابان سینا که موسی در آن مناجات می‌کرد.

آتش طور: اشاره به نوری دارد که موسی در تاریکی شب در کوه طور دید و آن درختی نورانی بود.

موعد: زمان و مکان وعده

 

تلمیح دارد به داستان حضرت موسی و بیابان ایمن که با خدا سخن گفت.

 

 

شبی تاریک است و راه سرزمین ایمن در پیش روست ، زمان دیدار و وعده‌گاه (آتش طور) کجاست؟

هر که آمد به جهان، نقش ِ خرابی دارد در خرابات بگویید که هُش‌یار کجا ست

نقش: تصویر، اثری که روی چیزی باقی مانده باشد.

خرابات: میکده، کنایه از دنیا

خراب:

۱- مست

۲- نادرست، تباه

 

خراب ، هشیار تضاد

 

هرکسی که در این جهان متولد شد، اثری از مستی/تباهی در خود دارد.

در خرابات آدم هشیار کجاست؟

(هشیار پیدا نمی‌شود)

آن‌کس است اهل ِ بشارت، که اشارت داند نکته‌ها هست بسی! محرم ِ اسرار کجا ست

بشارت: مژده، خبر خوش

اهل بشارت: کسانی که شایستگی دریافت خبر خوش را دارند.

محرم: راز نگه‌دار، معتمد

اشارت: اشاره، رمز

اشارت در عرفان: خبر دادن از مراد است بدون عبارت و الفاظ

 

بشارت ، اشارت جناس

 

آن کسی که اشاره‌ها و ظرایف را درک کند ، شایستگی دریافت بشارت دارد.

نکته‌های زیادی وجود دارد اما کسی که رازدار باشد کجاست؟

هر سر ِ مو یِ مرا با تو هزاران کار است ما کجاییم و ملامت‌گر ِ بی‌کار کجا ست

ملامتگر: سرزنشگر که منع عشق کند.

کار ، بیکار تضاد

هر موی من با تو هزاران کار دارد، ما در کجا هستیم و سرزنشگر ما که بیکار است (و کاری جز ملامت کردن ندارد)، کجاست؟

بازپُرسید زِ گیسو یِ شِکَن در شِکَن‌اش ک‌این دل ِ غم‌زده، سرگشته، گرفتار، کجا ست

موی شکن در شکن: موی مجعد و تابدار

باز پرسیدن: به تحقیق و با دقت بررسی کردن

از گیسوی مجعد و پیچ و تابدار او بپرسید و ببینید که دل غمگین و شیدای من که در زلف تو گرفتار شده است، کجاست؟

جایگاه دل عاشق در چین زلف یار است.

عقل دیوانه شد آن سلسله‌یِ مشکین کو دل ز ما گوشه گرفت اَبرویِ دل‌دار کجا ست

گوشه گرفتن: انزوا جستن

سلسله: زنجیر ، حلقه‌های پی در پی

مُشکین: مانند مشک، سیاه و خوشبو

 

گوشه ، ابرو تناسب

عقل ، دل ، ابرو تناسب

 

در راه عاشقی ، عقل خود را از دست دادم ، آن زنجیر مشکین زلف یار کجاست؟

دلم از من دوری کرد و خلوت گزید، گوشه‌ی ابروی معشقوقم کجاست؟

 

(گوشه‌ی ابروی یار منزل جان عاشق است)

 

برای علاج عقل که دیوانه شده، سلسله‌ی مشکین (زنجیر برای علاج دیوانه) می‌طلبد

و برای دوای گوشه‌گیری دل، گوشه‌ی ابروی یار را می‌طلبد

ساقی و مطرب و می جمله مهیّا ست ولی عیش بی یار مهیّا نشود یار کجا ست

مهیا: فراهم

مهنا: گوارا

جمله: همه

 

لوازم عیش همگی آماده است (ساقی ، مطرب و می) ولی عیش بدون حضور یار فراهم نمی‌شود، یار کجاست؟

حافظ از باد ِ خزان در چمن ِ دهر مرنج فکر ِ معقول بفرما! گل ِ بی خار کجا ست

دهر: روزگار

چمن: باغ

فکر فرمودن: فکر کردن

 

خزان ، چمن ، گل تناسب

گل ، خار تضاد

 

روزگار (عمر) به باغی تشبیه شده که روزی به آن خزان می‌رسد

 

ای حافظ! از خزان عمر/ناکامی روزگار مرنج!

عاقلانه فکر کن، گل بی‌خار کجاست؟

 

(استفهام انکاری: گل بی‌خار وجود ندارد و هر باغی را روزی خزان می‌رسد.)

وزن عروضی و تقطیع

اِی نـَ سِیـ مـِــِ سـَ حـَ  رَا رَا مـِ گـَ هـِــِ یَا رِ کـُ جَا ست

فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان

یا:

ت ت تن تن ت ت تن تن ت ت تن تن ت ت تن

نام ِ قدیمی بحر: رمل مثمن مخبون محذوف

aey na sii mee sa ha raa raa m(e) ga hee yaa r(e) ko jaa st

man ze lee ?an ma he ?aa seq ko se ?ay yaa r(e) ko jaa st

اختلاف نسخه‌ها

چند نسخه متفاوت با نسخه مرجع

اساس کار ستیغ، نسخه چاپ قزوینی و غنی است. و تصحیح‌های دیگر اینجا در دسترس است

خانلری

ای نسیم ِ سحر آرام‌گه ِ یار کجاست
منزل ِ آن مَه ِ عاشق‌کُش ِ عیار کجا ست

شب ِ تار است و ره ِ وادی ِ ایمن در پیش
آتش ِ طور کُجا موعد ِ دیدار کجا ست

هر که آمد به جهان نقش ِ خرابی دارد
در خرابات مپرسید که هُشیار کجا ست

آن کس است اهل ِ بشارت که اشارت داند
نکته‌ها هست بسی محرم ِ اسرار کجا ست

هر سر ِ مو یِ مرا با تو هزاران کار است
ما کجائیم و ملامت‌گر ِ بی‌کار کجا ست

عقل دیوانه شد آن سلسله‌یِ مشکین کو
دل ز ما گوشه گرفت اَبرویِ دل‌دار کجا ست

باده و مُطرِب و گُل جمله مهیّا ست ولی
عیش بی یار مهیّا نشود یار کجا ست

حافظ از باد ِ خزان در چمن ِ دهر مرنج
فکر ِ معقول بفرما گل ِ بی‌خار کجا ست

اختلاف نسخه ها بر اساس تصحیح خانلری

بیت دوم:
شب دراز است
وعده‌یِ دیدار

بیت سوم:
در خرابان نپرسند | در خرابات بگوئید | بپرسید
وعده‌یِ دیدار

بیت چهارم:
که اشارت دارد

بیت پنجم:
هر سر موی ترا خود سر و کاری دگر است
ملامتگر ِ بدکار

بیت ششم:
دل ِ ما

بیت هفتم:
ساقی و مطرب و می
مهیا نبود | میسّر نشود

بیت هشتم:
حافظ از باده خوران

 

حافظ شیراز

ای نسیم ِ سحر! آرام‌گه ِ یار کجاست؟
منزل ِ آن مَه ِ عاشق‌کُش ِ عیّار کجا ست؟

عقل دیوانه شد، آن سلسله‌یِ مُشکین کو؟
دل ز ما گوشه گرفت، اَبرویِ دل‌دار کجا ست؟

باده و مُطرِب و گُل جمله مهیّا ست، ولی
عیش بی‌یار مهنّا نشود، یار کجا ست؟

 

شب ِ تار است و رَه ِ وادی‌یِ ایمن در پیش،
آتش ِ طور کُجا، موعد ِ دیدار کجا ست؟

دل‌ام از صومعه و صحبت ِ شیخ است ملول
یار ِ تَرسابَچه و خلوت ِ خَمّار کجا ست؟

#

آن کس است اهل ِ بشارت که اشارت داند
نکته‌ها هست بسی، محرم ِ اسرار کجا ست!

هر که آمد به جهان نقش ِ خرابی دارد؛
در خرابات مپرسید که «هُشیار کجا ست؟!»

#

عاشق ِ خسته، زِ درد و غم ِ هجران ِ تو سوخت
خود نپرسی تو، که آن عاشق ِ غمخوار کجاست؟

هر سر ِ مو یِ مرا با تو هزاران کار است
ما کجائیم و ملامت‌گر ِ بی‌کار کجا ست!

#

حافظ از باد ِ خزان در چمن ِ دهر، مَرَنج
فکر ِ معقول بفرما، گُل ِ بی‌خار کجا ست؟

حافظ به سعی سایه

ای نسیم ِ سحر آرامگه ِ یار کجاست
منزل ِ آن مَه ِ عاشق‌کُش ِ عیار کجا ست

شب ِ تار است و ره ِ وادیِ ایمن در پیش
آتش ِ طور کُجا موعد ِ دیدار کجا ست

هر که آمد به جهان نقش ِ خرابی دارد
در خرابات مپرسید که هُشیار کجا ست

آن کس است اهل ِ بشارت که اشارت داند
نکته‌ها هست بسی محرم ِ اسرار کجا ست

هر سر ِ مو یِ مرا با تو هزاران کار است
ما کجائیم و ملامت‌گر ِ بی‌کار کجا ست

بازپرسید زِ گیسو یِ شکن در شکنش
کاین دل ِ غم‌زده سرگشته گرفتار کجا ست

عقل دیوانه شد آن سلسله‌یِ مشکین کو
دل ز ما گوشه گرفت اَبرویِ دل‌دار کجا ست

باده و مُطرِب و گُل جمله مهیّا ست ولی
عیش بی یار مهنّا نشود یار کجا ست

حافظ از باد ِ خزان در چمن ِ دهر مرنج
فکر ِ معقول بفرما گل ِ بی‌خار کجا ست

اختلاف نسخ

اختلاف نسخ:

نسخه‌ی شاملو:
دو بیت بیشتر دارد:
دلم از صومعه و صحبت شیخ است ملول
یار ترسابچه و خلوت خمار کجاست؟

عاشق خسته ز درد و غم هجران تو سوخت
خود نپرسی تو که آن عاشق غمخوار کجاست؟

بیت ۶ را ندارد.

بیت ۸:
باده و مطرب و گل جمله مهیاست ولی
عیش بی یار مهنا نشود یار کجاست؟

بیت ۳: در خرابات مپرسید که هشیار کجاست؟

حافظ به سعی سایه:
بیت ۳: در خرابات مپرسید که هشیار کجاست؟

بیت ۸:
باده و مطرب و گل جمله مهیاست ولی
عیش بی یار مهنا نشود یار کجاست؟

نسخه‌ی انجوی:
یک بیت بیشتر دارد:
دلم از صومعه و صحبت شیخ است ملول
یار ترسابچه کو خانه‌ی خمار کجاست؟

بیت ۸:
باده و مطرب و گل جمله مهیاست ولی
عیش بی یار مهنا نبود یار کجاست؟

نسخه‌ی انجوی به کوشش مهدی پرهام:
با نسخه‌ی مرحوم انجوی مطابقت دارد.

 

خرید آثار مرتبط

خرید آنلاین آثار دانلودی، خرید کالا، دانلود محصولات رایگان

دیوان حافظ

قزوینی و قاسم غنی

نسخه PDF تصویربرداری شده از چاپ هندوستان

دیوان غزلیات حافظ

پرویز ناتل خانلری

نسخه PDF تصویربرداری شده از کتاب قدیمی

دیوان خواجه حافظ

سید عبدالرحیم خلخالی

تصویربرداری شده از کتاب چاپ سال ۱۳۰۶

طریق عشق

بدیع الزمان فروزان فر

شرح غزلیاتی چند از حافظ

شنیدن غزل‌های حافظ با صدای جاودانه‌ی فریدون فرح اندوز، لذتی دوچندان به شعر می‌بخشد. خاصه آن‌که هم صدا را بشنوی و هم تصویر ببینی. مجموعه‌ی غزل‌های حافظ، در دو شکل صوتی و تصویری با اجرای فریدون فرح‌اندوز را اینجا تهیه کنید و لذتش را ببرید.

حافظ – فریدون فرح اندوز

سهیل قاسمی، مجموعه‌ئی از اجرای تمام غزل‌های حافظ بر اساس نسخه‌ی قزوینی و غنی ارائه کرده است. روی‌کرد سهیل قاسمی، ارائه‌ی نسخه‌ی صوتی با اولویت نهادن بر اصل درست‌خوانی اشعار، رعایت صحیح لحن و ادای صحیح واژگان با پای‌بندی به وزن شعر است. اینجا مجموعه‌ی «حافظ شاعر» سهیل قاسمی را تهیه کنید.

حافظ – سهیل قاسمی

نرم افزار حافظ شاعر، تلاشی است برای در دسترس نهادن نسخه درست دیوان حافظ. آنچه که ما را در مجموعه ستیغ بر آن داشت که در کنار اپ های فراوان حافظ موجود در مارکت های موبایلی، کار دیگری ارائه دهیم، جدا از علاقه شخصی، تلاش در ارائه مرجع قابل اعتمادی از متن دیوان، با لحاظ رویکرد علمی معرفی نسخه ها و تصحیح های مختلف، نسخه بدل ها، و شرح های بدیع و کاملی برای علاقه‌مندان به فال حافظ بود.

حافظ شاعر

شرح فال

وعده ی موفقیت وجود دارد. اما در مسیر نامعلومی قدم می گذاری. مسیری که به موفقیت خواهد رسید. اما نیاز به راهنمایی هایی داری که راه درست را پیدا کنی.
از این شکایت نکن که چرا این همه سختی فقط برای تو پیش می آید! اگر نیک بنگری هر کسی مشکلات خاص خودش را دارد. فکر نکن که فقط تو برای رسیدن به مقصودت راه سختی در پیش داری.

بشارت و نوید موفقیت برای همه هست اما کسی از آن بهره می برد که دقت کند و از اشاره ها بهره ببرد و نکته ها را در یابد. نشانه های زیادی بر سر راه تو هست. اما خودت باید به دقت آن ها را بررسی کنی. بکوش تا اعتماد دیگران را جلب کنی و محرم اسرار آنها شوی تا بتوانی موفق باشی. شاید به نظر کسانی که تو را سرزنش می کنند، تو آدمی باشی که در راه هدفت تلاشی نمی کنی. اما اگر دقت کنی و راه را درست انتخاب کنی خواهی دید که کار بسیار دقیق و ظریفی انجام می دهی که چه بسا ملامتگرانت از آن غافل اند. احساس می کنی که هر چقدر فکر می کنی نتیجه ای نمی گیری و عقلت کار نمی کند! اما توکل کن. بازگرد و به خودت نگاهی انداز. ببین کجای کار هستی و چه باید بکنی. دوست و یاری برای خودت برگزین. چون هرچه خوشی و موفقیت و کامروایی باشد، در کنار یار خوش است. دوست خوبت را پیدا کن. از ناملایمات و اتفاقات ناگوار نرنج. عاقلانه فکر کن. برای همنشینی با گل، خار را هم باید تحمل کرد! و هیچ حال خوشی بدون سختی فراهم نمی شود.

نشست های مرتبط

ای نسیم ِ سحر آرامگه ِ یار …

هنوز نشستی در باره این غزل منتشر نشده

۰ Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *