رباعی ۱۰ حافظ

نی قصه‌ی آن شمع ِ چگل بتوان گفت

نی حال ِ دل ِ سوخته‌دل بتوان گفت

 

غم در دل ِ تنگ ِ من از آن است که نیست

یک دوست که با او غم ِ دل بتوان گفت

رباعی با صدای مریم فقیهی کیا

شرح سطر به سطر

ستیغ ادعایی در جامع و مانع بودن شرح سطر به سطر ندارد و شرح ها ممکن است به مرور تغییر کنند یا تکمیل شوند.

شرح رباعی

چگل: شهری در ترکستان قدیم که مردم آن به زیبایی شهرت داشتند.

شمع چگل: کسی که در زیبایی از زیبارویان چگل هم زیباتر است.

 

نه حکایت عشق آن زیباروی اهل چگل را می‌توانم بازگو کنم نه احوال دل سوخته‌ام را.

 غم به این علت در دل تنگ من جمع شده که یک دوست که بتوانم با او درد دل بگویم وجود ندارد.

وزن:

مفعولُ مفاعلن مفاعیلن فع

یا

مفعولُ مفاعلن مفاعیلُ فَعَل

یا

مستفعل فاعلات مفعولاتن

یا

مستفعل فاعلات مستفعل فع

nei qes se ye ean sam ae ce gel bet van gof t