رباعی ۲۷ حافظ

در باغ چو شد باد ِ صبا دایه‌ی گل

بربست مشاطه‌وار پیرایه‌ی گل

 

از سایه به خورشید اگرت هست امان

خورشید‌رخی طلب کن و سایه‌ی گل

رباعی با صدای مریم فقیهی کیا

شرح سطر به سطر

ستیغ ادعایی در جامع و مانع بودن شرح سطر به سطر ندارد و شرح ها ممکن است به مرور تغییر کنند یا تکمیل شوند.

شرح رباعی

دایه: پرستار

مشاطه: آرایشگر

مشاطه‌وار: مانند مشاطگان

خورشیدرخ: معشوقی شبیه خورشید

سایه:

۱- تاریکی

۲- عنایت و توجه

 

در سایه‌ی خورشید بودن: تحت توجه و عنایت خورشید بودن

 

سایه ، خورشید(مجاز از آفتاب) تضاد

 

ترتیب اجزاء جمله:

چو باد صبا در باغ دایه‌ی گل شد مشاطه‌وار پیرایه‌ی گل (را) بربست.

اگر تو (را) از سایه به خورشید امان هست خورشیدرخ و سایه‌ی گلی طلب کن.

 

 

وقتی که باد صبا در باغ پرستار گل شد مانند آرایشگران گل را زینت داد.

اگر می‌توانی از سایه و تاریکی، به زیر چتر عنایت نور (خورشید) روی و آرام یابی به دنبال گلی (یاری) باش که چهره‌ای چون خورشید داشته باشد و در سایه‌ی توجه او بیاسای.

وزن:

مفعولُ مفاعلن مفاعیلن فع

یا

مفعولُ مفاعلن مفاعیلُ فَعَل

یا

مستفعل فاعلات مفعولاتن

یا

مستفعل فاعلات مستفعل فع

dar baa q(e) co sod baa de sa baa daa ye ye gol